![]() |
![]() |
|
| دوست دارم |
|
|
|
+ نوشته شده در
86/09/06ساعت 20:50 توسط اردیبهشتی |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشت ه بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ اما زير تخته سنگ جواني را مرده دیدم
|
|
+ نوشته شده در
86/09/06ساعت 20:46 توسط اردیبهشتی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
86/09/05ساعت 17:41 توسط اردیبهشتی |
|
|
زمستون، تن عريون باغچه، چون بيابون .......... درختا، با پاهاي برهنه، زير باروننمي دوني تو كه عاشق نبودي .......... چه سخته مرگ گل براي گلدونگل و گلدون چه شبها، نشستن بي بهونه .......... واسه هم قصه گفتن عاشقونهچه تلخه، چه تلخه، بايد تنها بمونه قلب گلدون .......... مث من كه بي تو نشستم زير بارون زمستونزمستون، براي تو قشنگه پشت شيشه .......... بهاره، زمستون ها براي تو هميشهتو مثل من زمستوني نداري .......... كه باشه لحظه چشم انتظاريگلدون خالي نديدي، نشسته زير بارون .......... گلهاي كاغذي داري تو گلدونتو عاشق نبودي، ببيني تلخه روزاي جداييچه سخته، چه سخته، بشينم بي تو با چشماي گريون |
|
+ نوشته شده در
86/09/05ساعت 17:23 توسط اردیبهشتی |
|
کاش میدانستی دنیا با همه ی وسعتش بی تو جایی برای ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را از کویر گونه هایم می گیرند ای که دیدگانم از تنهایی تو الفبای اشک ریختن را اموخته اند و لحظه های گریانم با کوچ تو روان گشته اند؟ چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمیکنی و برای چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟ بی تو قناریها خوش اواز نیستند و اسمان چشمانم همیشه بارانی است بی تو من درختی خشکیده در پاییزم برگرد... |
|
+ نوشته شده در
86/09/05ساعت 17:18 توسط اردیبهشتی |
|
|
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شد چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی بجز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک . |
|
+ نوشته شده در
86/09/02ساعت 10:59 توسط اردیبهشتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تصویر تو تنها چیزی است که چشمانم باور میکند
دستانم را دراز میکنم تا صــورتت را لمس کنم اما تصویر تو به یکباره حذف می شود و من به یاد می آورم کنـــــــــــــارم نیستی!!!!!!! |
| پیوندها |
|
pishi kocholo parsiyar sheytoon del shekaste |
|
RSS
|