تبليغاتX
شعله عشق
دوست دارم

عاشقی یعنی همین

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 20:50  توسط اردیبهشتی | 

 

     

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند.

 

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشت

ه بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟


من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است.


براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.


اما زير تخته سنگ جواني را مرده دیدم

 

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 20:46  توسط اردیبهشتی | 
نشانی
نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

در عصرهای انتظار ،به حوالی بی کسی قدم بگذار ،خیابان غربت را پیدا کن  و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو ! کلبه غریبی ام را پیدا کن ، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای زندگی ام !در کلبه را باز کن وبه سراغ بغض خیس پنجره برو ! حریر غمش را کنار بزن ! مرا می یابی!

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 17:41  توسط اردیبهشتی | 

زمستون، تن عريون باغچه، چون بيابون .......... درختا، با پاهاي برهنه، زير بارون

نمي دوني تو كه عاشق نبودي .......... چه سخته مرگ گل براي گلدون

گل و گلدون چه شبها، نشستن بي بهونه .......... واسه هم قصه گفتن عاشقونه

چه تلخه، چه تلخه، بايد تنها بمونه قلب گلدون .......... مث من كه بي تو نشستم زير بارون زمستون

زمستون، براي تو قشنگه پشت شيشه .......... بهاره، زمستون ها براي تو هميشه

تو مثل من زمستوني نداري .......... كه باشه لحظه چشم انتظاري

گلدون خالي نديدي، نشسته زير بارون .......... گلهاي كاغذي داري تو گلدون

تو عاشق نبودي، ببيني تلخه روزاي جدايي

چه سخته، چه سخته، بشينم بي تو با چشماي گريون

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 17:23  توسط اردیبهشتی | 
Sajjad

کاش میدانستی دنیا با همه ی وسعتش بی تو جایی

برای ماندن ندارد اشک چشمانم هر شب سراغت را

از کویر گونه هایم می گیرند ای که دیدگانم از تنهایی تو

الفبای اشک ریختن را اموخته اند و لحظه های گریانم

با کوچ تو روان گشته اند؟

چرا از کوچه دلتنگی هایم گذر نمیکنی و برای

چشمان مانده به راهم دستی تکان نمی دهی؟

بی تو قناریها خوش اواز نیستند

و اسمان چشمانم همیشه بارانی است

بی تو من درختی خشکیده در پاییزم

برگرد...

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 17:18  توسط اردیبهشتی | 
 

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش

 یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه

 و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری

 چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار

 غرورش همه وجودت له شد

 چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی

 بجز سلام نتونی بگی

 چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما

 مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

 چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و

 اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک .

 

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 10:59  توسط اردیبهشتی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تصویر تو تنها چیزی است که چشمانم باور میکند
دستانم را دراز میکنم تا صــورتت را لمس کنم
اما تصویر تو به یکباره حذف می شود و من به یاد می آورم
کنـــــــــــــارم نیستی!!!!!!!

نوشته های پیشین
87/01/22 - 87/01/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/01 - 87/01/07
86/12/22 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/07
86/09/22 - 86/09/30
86/09/05 - 86/09/21
86/09/08 - 86/09/14
86/09/01 - 86/09/07
86/08/22 - 86/08/30
86/08/05 - 86/08/21
پیوندها
pishi kocholo
parsiyar
sheytoon
del shekaste
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM