![]() |
![]() |
|
| دوست دارم |
|
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بیاعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهریارا بیجیب خود نمیکردی سفر این سفر راه قیامت میروی تنها چرا شهریار |
|
+ نوشته شده در
87/01/03ساعت 19:10 توسط اردیبهشتی |
|
|
چشم انتظار ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست دگر قمار محبت نمیبرد دل من که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست من اختیار نکردم پس از تو یار دگر به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست به رهگذار تو چشمانتظار خاکم و بس که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست تو میرسی به عزیزان سلام من برسان که من هنوز بدان رهگذر، گذارم نیست چه عالمی که دلی هست و دلنوازی نه چه زندگی که غمم است و غمگسارم نیست به لالههای چمن چشم بسته میگذرم که تاب دیدن دلهای داغدارم نیست شهریار |
|
+ نوشته شده در
87/01/03ساعت 19:7 توسط اردیبهشتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تصویر تو تنها چیزی است که چشمانم باور میکند
دستانم را دراز میکنم تا صــورتت را لمس کنم اما تصویر تو به یکباره حذف می شود و من به یاد می آورم کنـــــــــــــارم نیستی!!!!!!! |
| پیوندها |
|
pishi kocholo parsiyar sheytoon del shekaste |
|
RSS
|